نام عباس مرا ياد آب و آسمان مي اندازد، آب شرمنده عباس كربلاشد و آسمان هم تا قيامت شرمنده توست. واژه ها نمي توانند عظمتت را بيان كنند. معلم اخلاق ؟ كوه استواري ؟ آسمان بخشش ؟نه اينها هيچكدام. فقط عباس. آري تنها نام عباس ، قدرت توصيف انسانيت تورا دارد . بهترين جمله اي كه ديدم : عباس را عباس برد ! مدت ها بود در اين انديشه بودم كه آسمان را تفسير كنم. تو آسمان را تفسير كرده بودي و من نمي دانستم ، و اكنون تلاش مي كنم درس آسمانت را ياد بگيرم تا پرواز خيلي مانده ، من و پرواز ؟؟؟ آسماني ها ، آسمان را خوب مي شناسند ، اززمين بلند شدن دل كندن مي خواهد از همه چيز و از همه كس ، دل كندن از زمين كار ما نيست ، زمين طلسم سنگيني دارد و ما ساليان سال گرفتار طلسم زيبايي هاي زمينيم ..... آنقدر غرق زمينيم كه يادمان مي رود بالاي سرمان هم آسماني هست ، تو از همان كودكي آسمان را ديدي ، از همان كودكي طلسم زمين را شكستي ، و پرواز ، اوج دلدادگي تو ، به آسمان بود از زمين به آسمان از آسمان تا پرواز.از پرواز تا ابديت.ابديتي كه سرشار نور است و پاكي.... يك بسيجي عباس بابايي يك خلبان ارتشي بود . اما از همه مهمتر يك بسيجي بود ؛ يك خلبان بسيجي . سرلشكر بسيجي عباس بابايي؛ معاونت عمليات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران . هر كسي اين جمله را بشنود ميگويد يك سرلشكر، نيروي ستادي است و پشت ميز مينشيند و امر ميكند و منتظر ميماند تا اوامرش اجرا شود . سخن گزافي نيست بلكه عين حقيقت است . يك مسؤول بايد بنشيند و ناظر كارهاي زيرمجموعه اش باشد . اما «عباس بابايي» اينگونه نبود . بلكه خودش در صحنه حاضر ميشد تا از نزديك شاهد و ناظر اعمال و كارهاي زير مجموعهاش باشد . برای شادی روح این تیز پرواز اسمان ابدیت صلوات


